سپاس خداوندی را که بشر را به برهان حقانیت وجود ذی‌جود آخرین فرستاده‌اش و نور روشنی‌بخش کلام‌الله مجید هدایت کرد و ملت شریف ایران را با هدیه‌ی آسمانی انقلاب‌اسلامی و حیات در ذیل نعمت ولایت، در مسیر رشد و تعالی قرار داد.

انقلاب‌اسلامی، نعمت بی‌بدیلی بود که رهین ملت ایران شد تا مسیر تمدن‌سازی اسلامی و الگو شدن برای جهان بشریت را بپیماید و البته در این طریق، راه ناپیموده هنوز زیاد است و نیازمند گام‌هایی استوار و خردورزانه هستیم. انقلاب‌اسلامی در جهان پُر تنش و تحول‌خیزی به سر می‌برد که در آن، قدرت‌های غربیِ مستکبر و سلطه‌جو، بیش از سه دهه است که با تکیه بر برنامه‌ها و طرح‌های متعدّد، اندیشۀ شیطانی فروپاشی و اضمحلال این انقلاب دینی را در ذهن خود می‌پرورانند و در این راستا نیز، گام‌های عملی برمی‌دارند. از سوی دیگر، انقلاب‌اسلامی نیز آرمان‌ها و غایاتی را جستجو می‌کند که وصول به آن‌ها جز از رهگذر عقلانیّت «عمیق» و «راهبردی» مبتنی بر «ایدئولوژی اسلامی» میسّر نیست. ازاین‌رو، انقلاب‌اسلامی در موقعیت تاریخی و حساسی قرار گرفته است که ارزش و اهمیت آن از وقوع اصل انقلاب فروتر نیست. به تعبیر مغز متفکر انقلاب‌اسلامی، آیت‌الله شهید علامه مرتضی مطهری (رحمه‌الله علیه)، دست‌کم در انقلاب‌های دینی، قاعده چنین است که «صیانت» از هویت انقلاب، بسیار دشوارتر از «ایجاد» انقلاب است.

اندیشکده‌ی برهان که متشکل از جمعی از فرزندان انقلاب‌اسلامی است، کانونی فعال در زمینه‌ی تبیین گفتمان تمدن‌ساز انقلاب‌اسلامی محسوب می‌شود. تلاش این مرکز اندیشه‌محور بر این است که با تکیه بر سرمایه و استعداد معرفتی-علمی نیروهای فرهیخته‌ی جریان انقلابی و ارزشی، به تبیین گفتمان انقلاب کمک کرده و در مسیر تربیت نیروهای فکری تراز انقلاب‌اسلامی یا به تعبیری «مؤمن اندیشه‌ورز جهادی» بکوشد.

این موسسه مسیر مطلوب خود را حرکت در چارچوب الگوی امام-امت می‌داند و بر این اساس، مبنای گفتمان‌سازی جهادگران فکری این مرکز برپایه‌ی تبیین بیانات، دغدغه‌ها و مطالبات سیاسی-فرهنگی حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) و تولید پژوهش‌های معرفتی و راهبردی معطوف به این مهم است. اندیشکده‌ی برهان بر آن است که در مسیر یک جهاد فکری و اعتقادی منسجم و متقن، با پاسخ‌گویی مستدل و منطقی به پرسش‌ها و مسئله‌های کنونی جامعه، گره‌گشایی از معضلات فکری و نظری و شبهه‌زدایی و تولید تحلیل و تأملات سالم و پالوده از کج‌اندیشی و انحراف، گام بردارد.

 

 

 

آشنایی با اندیشکده برهان

برهان در ابتدا در قالب پایگاهی تحلیلی-تبیینی (تنها در عرصه‌ی فضای مجازی) به همت جمعی از جوانان انقلابی در آبان‌ماه سال ۱۳۸۹ آغاز به کار کرد. این وبگاه از یک‌سو به‌منظور جبران خلأها و کاستی‌های موجود در زمینه‌ی تولیدات تحلیلی رسانه‌ها و از سوی دیگر، در راستای افزایش سطح کمّی و کیفی تحلیل‌گران و کارشناسان رسانه‌ای، تأسیس و راه‌اندازی شد. به همین دلیل، وبگاه برهان به‌عنوان اولین «پایگاه تحلیلی-تبیینی کشور» با تشکیل شبکه‌ای از نخبگان و تحلیل‌گران اندیشه‌ورز از تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ رونمایی شد و شروع به فعالیت کرد. کارویژه‌های تعریف‌شده برای این پایگاه، «پاسخ به شبهات واردشده به نظام»، «وارد کردن شبهه به حریف» (آفندی) و «تبیین دیدگاه‌های امامین انقلاب‌اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)» بود. پس از طی دو سال و رسیدن به جایگاهی قابل دفاع برای وبگاه برهان، در سال ۱۳۹۱ این مجموعه با گسترش کمی و کیفی فعالیت‌های خود اقدام به تأسیس «اندیشکده برهان» نمود که این موسسه در سال ۱۳۹۳ به ثبت رسمی رسید و به‌عنوان «نخستین اندیشکده با کارویژه‌های مختص انقلاب‌اسلامی» وارد مرحله جدیدی از فعالیت‌های خود شد. در سال ۱۳۹۴ با انتشار نخستین شماره ماهنامه «برهان اندیشه» و تأسیس انتشارات «دیدمان»، فعالیت‌های این مجموعه در حوزه انتشار کتاب و نشریه توسعه یافت.

«اندیشکده» بر اساس تعریف بومی آن عبارت است از یک مرکز معرفتی و علمی که با تکیه بر تعدادی اندیشمند و متفکر درونی (عضو) – در کنار بهره‌گیری از فرزانگان و صاحب‌نظران بیرونی- و به‌واسطه‌ی انجام پژوهش‌های ساختاریافته و معیّن در یک یا چند قلمرو موضوعی، به تولید و انتشار تحلیل و فکر مکتوب و مدوّن – اعّم از نظریه، راهبرد و برنامه – می‌پردازد، با این تعریف می‌توان برهان را یک اندیشکده نامید. لازم به ذکر است برهان بر آن نیست که صرفاً به گردآوری و بازتاب آراء و افکار دیگران بپردازد و نوعی «واسطه‌گری» را در ساحت معرفت و اندیشه در پیش بگیرد، بلکه خواهان به‌کارگیری متفکران «درونی» و «بومی» به‌منظور عرضه‌ی تولیدات معرفتیِ «مستقل» و «درون‌زا» است.

 

مؤلفه‌های هویتی و ارزش‌های سازمانی اندیشکده

اندیشکده‌ی برهان بر آن است که در مسیر یک «جهاد فکری و اعتقادی» منسجم و متقن در مسیر «عقلانیت انقلابی، پیشرفت و تعالی و تمدن اسلامی» گام نهد. «پاسخ‌گویی مستدل و منطقی به پرسش‌ها و مسئله‌های کنونی جامعه»، «گره‌گشایی از معضلات فکری و نظری»، «شبهه‌زدایی» و «تولید تحلیل‌ها و تأملات سالم و پالوده‌ای از کج‌اندیشی و انحراف» اصولی است که جهادگران فکری اندیشکده‌ی برهان در مسیر تولید محتوا بدان توجه می‌کنند. منطق و عقلانیت حاکم بر ذهنیت نویسندگان و متفکران برهان، منطق و عقلانیت برخاسته از انقلاب‌اسلامی است و البته در منظومه‌ی گفتمانی امامین انقلاب‌اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) و حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) برجسته شده است.

بر این اساس، اندیشکده‌ی برهان بر شاخص‌های هویتی و ارزش‌های سازمانی ذیل استوار شده است:

  • اصل و اساس خود را برپایه‌ی گفتمان و چارچوب معرفتی برخاسته از اندیشه‌های امام راحل عظیم‌الشأن و رهبر معظم انقلاب‌اسلامی می‌داند.
  • از سازوکار «موضوع‌یابی و مسئله‌شناسی» ویژه‌ای برخوردار است که بتواند در شناخت و کشف نقاط چالش‌برانگیز، کارآمد باشد.
  • بررسی موضوعات و مسائل را با نگاهی کلان، گفتمانی و راهبردی دنبال کرده و با عبور از این مرحله و ورود به عرصه‌ی برنامه‌ریزی، از وجه «کاربردی» نیز غافل نخواهد شد.
  • ارتباط مؤثری را با «بدنه‌ی تصمیم‌گیر و سیاست‌گذار نظام» برقرار می‌کند.
  • بر توان نیروی هوشمند، باانگیزه، پرنشاط و توانمند نسل سوم انقلاب‌اسلامی و جوانان جبهه‌ی مؤمن انقلابی تکیه می‌کند.
  • علاوه بر تأمین نیازهای محتوایی روز نظام و انقلاب، نیاز کلان و راهبردی انقلاب‌اسلامی، یعنی تربیت شبکه‌ای انسانی از نخبگان اندیشه‌ورز جهادی تراز انقلاب را وجه همت خود قرار داده است.
  • هم‌افزایی با رسانه‌های دیگر جبهه‌ی انقلاب‌اسلامی را مدنظر داشته و تأمین محتوای متناسب برای این جبهه را در دستور کار قرار می‌دهد.
  • با استفاده از ابزار «رسانه»، زمینه‌ی اثربخشی بر «افکار عمومی» را مهیا می‌سازد.

 

مبنای گفتمانی

با توجه به اهمیت و ضرورت تبیین صحیح و کارآمد بیانات امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی)، اندیشکده‌ی برهان کارویژه‌ی اصلی خود را «تبیین بیانات این دو بزرگوار و تولید پژوهش‌های معرفتی و راهبردی معطوف به دغدغه‌ها و مطالبات سیاسی-فرهنگی ایشان» تعریف نموده است. از سوی دیگر، اکنون هیچ پژوهشکده یا مؤسسه‌ی تحقیقاتی، معرفتی و علمی‌ای با این کارویژه در حال فعالیت نیست و این امر، هویت متمایز به برهان می‌بخشد. علاوه بر این، مطالعه‌ی مراکز مشابه نشان می‌دهد که آن‌ها با وجود مدعای صبغه‌ی پژوهشی و تحلیلی، غالباً از قلمرو انعکاس طبقه‌بندی‌شده‌ی بیانات رهبر معظم انقلاب خارج نگشته و به غور و اندیشه‌ورزی پیرامون آن رو نیاورده‌اند.

بدین ترتیب، عمده‌ی اهتمام برهان به‌صورت خاص و محوری، در حوزه‌ی تبیین و اندیشه‌ورزی ایده‌ها، مفهوم‌پردازی‌ها و دغدغه‌های اساسی امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب (مدظله‌العالی) و در نهایت عرضه‌ی محصولات و تولیدات فاخر و متقن به جامعه است. بدین منظور، برهان در فاز اول، با رویکرد ایمانی و ولایت‌مدارانه به بررسی و استنتاج منطق‌مند، روش‌مند و ضابطه‌مند مجموع بیانات و منویات امامین انقلاب‌اسلامی می‌پردازد و در فاز بعد، به‌منظور واکاوی و تفهیم بهتر و بیشتر بیانات و ایجاد فضای گفتمانی، از تضارب آرا و تبیین به‌وسیله‌ی صاحب‌نظران و خبرگان تبیین‌گر بهره می‌گیرد. بدین ترتیب، مطالب مبتنی بر بیانات و تدابیر این دو بزرگوار خواهد بود و نه صرفاً مزین به آن.

بلافاصله پس از هر دیدار یا سخنرانی مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی)، برهان در دو سطح جاری و کلان پژوهش‌های موضوعی و راهبردی، به تفکیک مقطع زمانی و جنس کار، خطوط فعالیتی را در نظر گرفته و اهداف ذیل را دنبال می‌کند:

  • تغییر رویکردهای نخبگان، کارشناسان و عموم مردم به بیانات امام (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) و جلوگیری از تفسیر غلط، ناآگاهانه و انحرافی و سوق دادن فضای نخبگانی کشور در امتداد مطالبات نظری و اجتماعی این دو بزرگوار و پیگیری مطالبات آنان.
  • تهیه محورهای کلان و راهبردی، جملات مهم و واژگان کلیدی در قالب گزاره‌نگار
  • تولید گفتمان بر مبنای تدابیر ولایت در حوزه‌های مختلف در کشور و قرارگیری فضای جامعه در افق و فضای فکری ولایت و به‌عبارتی انتقال از افق دید و فضای فکری شخصی به افق دید و فضای فکری ولایت
  • برآوردن مسئله‌ها از اصل کلام امام و رهبری با ژرف‌اندیشی و تعمق دقیق در کلام این بزرگواران و تحقق نتایج آن در جامعه.
  • تدوین راهبردهای موضوعی براساس تفکر و اندیشه‌ی امام راحل و مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی).
  • آینده‌پژوهی یا موضوع‌یابی و مسئله‌یابی برای تدوین برنامه‌های آینده‌ی اندیشکده.

 

هدف‌گذاری در جهاد فکری

برهان به دنبال آن است که با تشکیل یک حلقه‌ی معرفتی و هسته‌ی نظریه‌پردازی، اهداف و غایات زیر را جست‌وجو نماید:

  • برجسته‌سازی عقلانیت موجود در گفتمان انقلاب‌اسلامی.
  • گفتمان‌سازی مسیر حقیقی شکل‌گیری تمدن اسلامی بر مبنای منظومه‌ی فکری امامین انقلاب‌اسلامی.
  • دفاع نظری متقن از خط ایدئولوژیک و اعتقادی انقلاب‌اسلامی.
  • تهاجم محاسبه‌شده و سنجیده به مواضع و سیاست‌های غربِ سلطه‌جو.
  • پاسخ‌گویی به چالش‌ها و معضلات راهبردی و کلان نظام جمهوری اسلامی و جامعه‌ی اسلامی.
  • بسط نظری و اندیشه‌ورزی حول ایده‌ها و گفتمان مطرح‌شده از سوی رهبر معظم انقلاب‌اسلامی.
  • تولید، تحلیل و تبیین سالم و سازنده و پاسخگویی منطقی به شبهات و پرسش‌ها
  • صیانت از باورها و ارزش‌های اسلامی و انقلابی جامعه ایرانی در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی
  • آفند به چالش‌ها و نقاط ضعف دشمن (نظام سلطه و امتداد آن)
  • شکل‌دهی به ذهنیت خواص و نخبگان به‌واسطه‌ی جریان‌سازی و موج‌آفرینی.
  • گفتمان‌سازی و ایجاد دغدغه جمعی معطوف به مطالبات مقام معظم رهبری

 

نوع فعالیت

به‌صورت کلی، می‌توان اقسام فعالیت‌های معرفتی را در این قالب‌ها گنجاند: «نظریه، تئوری»، «راهبرد، سیاست، خط‌مشی» و «برنامه». در حال حاضر اندیشکده برهان، دو عرصه‌ی نخست را به‌عنوان پهنه‌ی فعالیت خود برگزیده است:

گونه و نوع فعالیت سطوح و ساحات درونی
 

نظریه/ تئوری

نظریۀ بنیادی/ زیرساختی/ پهن‌دامنه
نظریۀ توسعه‌ای/ میان‌دامنه
نظریۀ کاربردی/ عملی/ تنگ‌دامنه
 

راهبرد/ سیاست/ خط‌مشی

راهبرد کوتاه‌مدّت [پنج ساله]
راهبرد میان‌مدّت [بیست ساله]
راهبرد بلندمدّت [پنجاه ساله]
برنامه برنامۀ خُرد
برنامۀ کلان

اندیشکده در راستای تکوّن هویت خویش، با دوگانه‌های بسیاری روبرو است که به ناگزیر می‌باید به‌سوی یکی از آن‌ها بگراید و یا این‌که حدّ وسطی را در پیش بگیرد: این دوگانه‌ها عبارت‌اند از:

نظری (ذهنی)/عملی (عینی)، نافع (کاربردی)/ غیرنافع (غیرکاربردی)، جزئی‌نگر (خُرد)/کلّی‌نگر (کلان)، کوتاه‌مدت/بلندمدت، نظریه‌پردازی (ابداع)/توصیف (واقعیت‌نگاری)، عالمانه (تخصصی)/عامیانه (توده‌ای)، تولید معرفت/ توزیع معرفت (واسطه‌گری)، اثباتی (تأییدی)/ انتقادی، منظومه‌سازی (هندسه‌سازی)/ پراکنده‌نویسی، محلّی‌اندیشی، جهانی‌اندیشی، انقلابی (رادیکال)/ محافظه‌کار (سازش‌جو).

 

قالب‌های فعالیت

ابزارهای پیش‌بینی‌شده برای این هدف عبارت‌اند از:

  • مقالات، یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها (وبگاه تحلیلی تبیینی برهان)
  • پژوهش‌های و گزارش‌های راهبردی
  • کتاب‌ها و اندیشنامههای تخصصی
  • نرم‌افزارها و محتواهای چندرسانه‌ای
  • درسگفتارهای علمی
  • نشست‌ها و هم‌اندیشی‌های تخصصی در مراکز علمی-دانشگاهی
  • کرسی‌های آزاداندیشی
  • بسته‌های موضوعی تصویری

 

خط‌مشی و رویکرد در تولید محتوا

  • تبیین مواضع نظام، امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری
  • استخراج شبهات در همه حوزهها و پاسخ به آنها
  • مسئله‌محوری ناظر به خطِ معرفتی انقلاب‌اسلامی
  • ریل‌گذاری راهبردی برای حرکت تکاملی آینده‌ی جامعه
  • طراحی سامانه‌ی تئوریک و منظومه‌ی معرفتی
  • تکیه بر ایدئولوژی اسلامی و انقلابی در امتداد تقابل با علوم انسانی سکولار
  • بهره‌گیری غیرمقلدانه از نظریه‌های متفکران غربی
  • آفند به نقاط چالشخیز دشمنان داخلی و خارجی
  • بررسی و نقد نظریه‌های رقیب یا معارض
  • تولید گفتمان در فضای نخبگانی و عمومی جامعه

 

جامعه‌ مخاطبین برهان

ما در اندیشکده‌ی برهان قصد آن داریم که با تکیه‌بر سرمایه و استعداد معرفتی و علمی نیروهای فرهیخته و فاضل جریان انقلابی و ارزشی، یک خط گفتمانی عمیق را تعریف و در امتداد آن، محصولات فاخر و جدّی عرضه نماییم؛ بنابراین، مخاطبان اصلی اندیشکده‌ی برهان عبارت خواهند بود از:

  • رسانه‌های جریان انقلابی
  • نخبگان جامعه اعم از اساتید، دانشجویان و طلاب
  • گروه‌های مرجع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی

 

ویژگی‌های اندیشکده برهان

  • قدرت پژوهش بالا مبتنی بر شبکه نخبگان حوزه و دانشگاه
  • کیفیت بالای محتوای مطالب اعم از: نو بودن، اثرگذار بودن و…
  • به دور بودن از مطالب خبری، توهین‌آمیز و شعاری
  • ایجاد یک مرکز جامع برای تمامی شبهات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همراه با جواب
  • استفاده به‌موقع و دقیق از فرصت‌ها برای غلبه بر دشمن
  • بهره‌مندی از اتاق‌های فکر برای سیاست‌گذاری‌ها و فعالیت‌های سایت
  • پاسخگویی به شبهات، بیانیه‌ها، نامه‌ها با قوت و سند در کوتاه‌ترین زمان
  • تولید محتوا مبتنی بر تهیه برآورد راهبردی
  • بالا بودن سرعت انتقال
  • تولید محتوا بر اساس نیازسنجی و مسأله‌محوری
  • ارزیابی علمی مطالب
  • قابلیت موج‌سازی
  • تعامل دوسویه با مخاطب
  • ارائه گزارش‌های تحلیلی – روایی از مسائل روز

فرآیند تولید و توزیع محتوای برهان

 

اصول و سیاست‌های محتوایی برهان

  • مبتنی بودن بر نیاز نظری و فکری کنونی جامعه (مسألهمحوری و روزآمدی)
  • مستدل، منطقی و در صورت لزوم مستند بودن (پرهیز از مغالطه و عبارات خطابی)
  • مرجعیت گفتمان امامین انقلاب‌اسلامی
  • فاخر بودن ادبیات و خودداری از به‌کارگیری الفاظ سخیف و سبک
  • دفاع واقع‌بینانه و نقد منصفانه
  • ارائه پاسخهای بنیادی و اساسی به‌جای پاسخ‌های قشری و سطحی
  • سرعت و ابتکار عمل در پاسخگویی و عرضه‌ی تحلیل
  • رعایت اخلاق رسانهای
  • پرهیز از محافظهکاری

 

بایسته‌های تحقق اهداف

  • تکلیف‌مندی نسبت به مقولات نظری- راهبردی

«اندیشکدۀ برهان» به‌مثابه مرکزی که هم به مسائل نظری و اندیشه‌ای علاقه‌مند است و هم از زاویۀ راهبردی و کلان می‌نگرد و هم فعالیت در راستای برآورده ساختن مطالبات و دغدغه‌های تئوریک مقام معظم رهبری را در دستور کار خویش قرار داده، به‌صورت طبیعی نسبت به امور یادشده، تکلیف‌مند است:

«این کارِ “همه” است. همۀ ما در زمینۀ این کاری که دارد انجام می‌گیرد [تولید اندیشه‌های راهبردی برای تدبیر جامعه و نظام اسلامی]، مسئولیت داریم.» (بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹).

  • وجود ظرفیت‌های فکری بالقوّه و بالفعل برای تحقق مطالبه

مقام معظم رهبری بر این باورند که ازنظر وجود نیروهای فکری بالقوّه و بالفعل، جامعه از ظرفیت لازم برای گام برداشتن در راستای تولید اندیشه و تئوری‌های راهبردی برخوردار است:

«در کشور، “ظرفیت انسانی گسترده”ای برای پیگیری و به سرانجام رساندن این بحث مهم – یعنی بحث عدالت – وجود دارد.»(بیانات در دومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۷/۲/۱۳۹۰).

«اندیشکدۀ برهان» می‌باید برای وصل به اهداف و آرمان‌های خویش، از این ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها فکری بهره بگیرد و به مدیریت و هدایت بخشی از آن‌ها بپردازد.

  • طولانی‌مدّت بودن نتیجه‌بخشی و ثمردهی روند

فعالیت‌های نظری بنیادی به اقتضای ذات و سرشت پیچیدۀ خود، به مقاطع زمانی بلندمدت و یا دست‌کم، کوتاه‌مدت نیاز دارند. ازاین‌رو، چنین نیست که بتوان توقع داشت در کوتاه‌مدت، آثار و ثمرات کار نمایان شود:

«محصول این کار [اندیشه‌ورزی در مسائل راهبردی]، “زودبازده” نیست […] آن چیزی که موردنظر ماست، جز در “بلندمدت” و با یک نگاه “خوش‌بینانه” در میان‌مدت، به‌دست نخواهد آمد؛ این‌یک کار “طولانی” است.»(بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹).

از سوی دیگر، انجام کارهای عمیق و ماندگار و متقن، محتاج صرف زمان و نیروی بسیار است، در غیر این صورت، چه‌بسا کارهای تولیدی از نظر محتوایی و کیفی، ضعیف و سخیف بوده و از اعتبار و وجاهت معرفتی انقلاب و نیروهای ایدئولوژیک متعهد بکاهند:

«ما خیلی عجله هم نداریم. البته مایلیم کارها سریع پیش برود؛ یعنی با تنبلی و عقب‌ماندگی و این‌ها هیچ موافق نیستیم، اما شتاب‌زدگی در کار نیست. ما نمی‌خواهیم شتاب‌زده کار کنیم؛ می‌خواهیم کار، “متین”، “عمیق”، “ماندگار”، “قابل‌عرضه” و “قابل دفاع” از آب دربیاید.»(بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۴/۱۰/۱۳۹۰).

  • خارج بودن توان تحقق از فاعلان محدود

پی‌گیری مسأله‌های راهبردی متعدّد در حوزۀ نظر و نظریه‌پردازی، علاوه بر این‌که به سپری شدن مقاطع زمانی گسترده نیاز دارند، محتاج استفاده از دامنۀ وسیعی از نیروهای فکری و تئوریک نیز است. به این سبب، «اندیشکدۀ برهان» از یک‌سو تلاش می‌کند تا در عین تکیۀ بر نیروهای فکری عضو خویش، از همۀ ظرفیت نخبگانی جامعه در امتداد نظریه‌پردازی استفاده کند و از سوی دیگر، مدعی نیست که به‌تنهایی، قادر به برآورده ساختن تامّ و تمام مطالبات تئوریک مقام معظم رهبری است:

«این کار، کار یک مجموعۀ خاص و محدود نیست؛ کاری است که باید همۀ ظرفیت نخبگانی کشور به میدان بیاید.»(بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹).

  • استمرار تئوریک و اجتماعی بخشیدن به مطالبات راهبردی مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری چندین بار تأکید کرده‌اند که تشکیل نشست‌های راهبردی در حضور ایشان و صورت گرفتن گفتگو و تبادل‌نظر در آن، تنها یک گام ابتدایی و مقدّماتی است و می‌باید پس‌ازاین نقطۀ آغازین، گام‌های عمیق‌تر و جدّی برداشته شود تا هم مطالبه و دغدغه به فراموشی سپرده نشود و هم دربارۀ آن، معرفت و اندیشه، تولید و تکثیر شود:

«این “آغاز” یک راه است؛ یعنی جلسۀ امشب ما [نشست راهبردی] یک “شروع” بود؛ این باید ادامه پیدا کند. ممکن است […] ده و شاید ده‌ها “گردهمائی” و “نشست” لازم باشد. ممکن است ده‌ها “حلقۀ علمی” لازم باشد که در دانشگاه‌های مختلف تشکیل شود. ممکن است صدها نفر از فرزانگان و نخبگان و دانشمندان ما که ترجیح می‌دهند کار شخصی بکنند – اهل کار جمعی نیستند – آماده باشند در خانه‌های خودشان مطالعه کنند؛ از این‌ها بایستی استفاده شود.»(بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹).

«بایستی “حلقه‌های فکری” تشکیل شود، [تا در آن‌ها] روی این‌ها [مباحث راهبردی] بحث شود.»(بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹).

«آنچه که امروز در این نشست انجام گرفت، یک “آغاز” است و ما امیدوارانه در پی آن هستیم که این آغاز، “استمرار” شایسته‌ای پیدا کند و “سرانجام” مبارکی داشته باشد.»(بیانات در دومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۷/۲/۱۳۹۰).

«در این جلسات، غرض این نیست که ما از صفر تا صدِ یک موضوع را بررسی کنیم – که عملی هم نیست – غرض، باز شدن راه مواجهۀ با مسائلی است که برای یک کشور و برای آینده مطرح است. می‌خواهیم به‌خصوص از جهات نظری گشایشی بشود، راهی باز شود، تا نخبگان کشور، مغزهای فعال کشور و مجربان در هر رشته‌ای بتوانند سهمی بر عهده بگیرند برای “انعقاد یک فکر صحیح”، که قاعده‌ی اجرا و عمل و برنامه‌ریزی خواهد شد.»(بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۴/۱۰/۱۳۹۰).

«این نشستی که امشب داریم و نشست‌های سه‌گانه‌ی قبلی، هیچ‌کدام برای این نبود که “سخن آخر” در اینجا زده شود. نه شما حرف آخر را می‌زنید، نه بنده حرف آخر را می‌زنم؛ اینجا فقط “زمینه‌سازی” است. ما می‌خواهیم این حرکت راه بیفتد؛ این جریان به‌مثابۀ یک چشمۀ جوشنده‌ای، دهنه‌اش باز شود، تا جوشش راه بیفتد. “کار اصلی”، بعدازاین جلسه باید شروع شود؛ که آن‌هم به‌دست پژوهشگران و استادان خوش‌فکر و باانگیزه، هم در حوزه و هم در دانشگاه انجام خواهد گرفت.»(بیانات در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۴/۸/۱۳۹۱).

  • تولید تئوری برای برنامه‌ریزی داخلی و پاسخگویی به پرسش‌کنندگان جهانی

به‌صورت طبیعی از «انقلاب‌اسلامی» به‌عنوان یک «انقلاب دینی» انتظار می‌رود که از ساختارهای و نظریه‌های سکولار غربی وام‌گیری و اقتباس نکند، بلکه به خاستگاه‌ها و منابع دینی خاص خود رجوع نماید و با تکیه‌بر آن‌ها، دست به ساختارسازی و تئوری‌پردازی بزند. این اقدام نیازمند اندیشه‌ورزی و تأملات راهبردی در مقولات زیربنایی و کلانی است که مایه‌ها و پایه‌های لازم را برای غایت یادشده را فراهم می‌نماید. علاوه بر این، چندی است که نظام جمهوری اسلامی در معرض پرسش‌های کلیدی و نظری عمیقی قرار گرفته است و پرسش‌کنندگان به دنبال آشنایی با پاسخ‌های متفاوت و دینی این نظام نوظهور هستند، درحالی‌که شاید ما در شرایط کنونی، چندان پاسخ‌ها و یافته‌های مدوّن و ساختاریافته در اختیار نداریم:

«این همه منابع و تعالیم اسلامی در دسترس ماست، […] این‌ها را باید “تئوریزه” کنیم؛ به شکل “نظریه‌ها” و مجموعه‌های قابل تشعب، قابل‌استفاده و قابل استنتاج دربیاوریم و در اختیار همه بگذاریم؛ هم در اختیار خودمان برای “برنامه‌ریزی”، هم در اختیار “مخالفین”، هم در اختیار “استفسارکنندگان”. […] امروز در دنیا استفسارکنندگان و سؤال‌کنندگان از نظرات جمهوری اسلامی – که تجربۀ سی‌ساله‌ای را با خود دارد – زیاد شده‌اند. […] در موضوعات مختلف زیاد می‌خواهند بدانند، که در جمهوری اسلامی چه چیزی وجود دارد.»(بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۴/۱۰/۱۳۹۰).

«ما با “سؤال‌ها”ای مواجهیم؛ این سؤال‌ها باید پاسخ داده شود. این سؤال‌ها، شبهه‌آفرینی نیست، فقط بیان شبهات و گره‌های ذهنی نیست؛ بلکه طرح “مسائل اساسی حیات اجتماعی” ماست. با ادعائی که ما داریم، که میگوییم ما “جمهوری اسلامی” و “نظام اسلامی” هستیم، این‌ها طرح مسائل اساسی است. باید گفت، باید پاسخ داد.»(بیانات در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۴/۸/۱۳۹۱).

  • حاجت شدید به اندیشه‌ورزی در مقولات زیربنایی

مقام معظم رهبری تصریح می‌کنند که انقلاب‌اسلامی در موقعیت کنونی، به شدّت نیازمند به اندیشه‌ورزی و نظریه‌پردازی در حوزۀ مقولات زیربنایی و اساسی است که هویت تئوریک و راهبردی دارند:

«کشور در “مقولات زیربنایی”، نیاز شدیدی دارد به فکر، اندیشه، اندیشه‌ورزی. خیلی از “مقولات اساسی” وجود دارد، که […] احتیاج داریم به این‌که در آن‌ها اندیشه‌ورزی کنیم و فکر را به کار بیندازیم.»(بیانات در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۴/۸/۱۳۹۱).

  • مسأله‌محوریِ ناظر به خطِ معرفتی انقلاب‌اسلامی

انقلاب‌اسلامی در سومین دهه از حیات خود، با مسأله‌ها و مقولاتی مهمی روبرو است که نمی‌تواند از کنار آن‌ها به‌سادگی عبور کند، بلکه می‌باید از ظرفیت فکری و تئوریک نخبگان و اندیشمندان و فرزانگان خود استفاده نماید و آن‌ها را در تماس به این پرسش‌ها و چالش‌ها قرار بدهد:

«مقصود ما از تشکیل این […] سلسلۀ نشست‌ها […] در درجۀ اول این است که متفکران کشور، اندیشه‌ورزان کشور، خودشان را درگیر “مسائل کلان” کشور بکنند.»(بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹).

افزون براین، لازم است نوعی «اجماع نسبی» و «اتفاق‌نظر حداقلی» تحقق یابد تا بتوان جامعه را در مسیر واحد قرار داد:

«سعی بر این است که به یک “اندیشه” برسیم. […] بنابراین است که این جمع نخبگانی با زایش فکری و معنوی و کمکی که به اسلام و نظام جمهوری اسلامی خواهند کرد، ان‌شاءالله در هر زمینه‌ای به یک “نظر واحد” و یک “اندیشۀ واحد” برسیم.»(بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۴/۱۰/۱۳۹۰).

  • ریل‌گذاری راهبردی برای حرکت تکاملی آیندۀ جامعه

در کنار پاسخگویی به نیازهای فوری و روزمره، لازم است نهادهای معرفتی و راهبردی، برای آیندۀ نظام و انقلاب، چاره‌اندیشی و ریل‌گذاری نماییم؛ یعنی مشخص کنیم که انقلاب باید به‌صورت شفاف و مشخص، باید از چه مراحل و منازلی عبور کند و چه مسیری را باید بپیماید:

«برای ادارۀ کشور در ده‌ها سال آینده، لازم است “جاده‌سازی” کنیم، “ریل‌گذاری” کنیم. این جلسه [اندیشه‌های راهبردی] و جلسات مشابه، به این ریل‌گذاری و جاده‌سازی منتهی خواهد شد.»(بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹).

  • طراحی سامانۀ تئوریک و منظومۀ معرفتی

نکتۀ مهمی که مقام معظم رهبری به آن اشاره‌کرده‌اند این است که می‌باید در زمینۀ تولید فکر و نظریه‌پردازی، به دنبال طراحی و پرداخت «منظومه‌های فکری» دربارۀ هر یک از مفاهیم و مقولات اساسی باشیم؛ به این معنی که ضروری است تمام اجزاء و عناصر سازنده، به‌گونه‌ای در کنار یکدیگر قرار بگیرند که یک ساختار (چارچوب، هندسه، مدل، الگو، نظام، ساختار، چیدمان) معرفتی را پدید آورند، نه این پراکنده و متشتّت باشند:

«منابع ما زیاد است، ما فقر منبعی نداریم […] واقعاً می‌توانیم یک “مجموعۀ فکری مدوّن”، یک “منظومۀ کامل فکری” […] تأمین کنیم. البته این کار، همّت می‌خواهد؛ کار آسانی نیست. ما این کار را نکرده‌ایم.»(بیانات در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۴/۸/۱۳۹۱).

«امروز ما “کمبود” داریم، ما “خلأ”های زیادی داریم، شکاف‌های زیادی وجود دارد؛ و ضمن این‌که “منابع” داریم، “منظومۀ فکری” نداریم. […] ما باید برویم به سمت “منظومه‌سازی”؛ یعنی قطعات مختلف این پازل را در جای خود بنشانیم، یک ترسیم کامل درست کنیم؛ به این احتیاج داریم. این هم […] کارِ جمعی است و تسلّط لازم دارد؛ هم تسلّط به منابع اسلامی، هم تسلّط به منابع غربی.»(بیانات در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۴/۸/۱۳۹۱).

  • تکیه‌بر ایدئولوژی اسلامی در امتداد تقابل با علوم انسانی سکولار

«اندیشکدۀ برهان» آن‌گاه کامیاب و کارآمد می‌گردد که پایۀ معرفتی و ایدئولوژیک خود را، مکتب اسلام قرار داده و از التقاط‌ورزی و یا گرته‌برداری و تقلید از نظریات و اندیشه‌های غربی، به شدّت خودداری نماید. به تعبیر مقام معظم رهبری، ما باید در پی تولید «نظریۀ اسلامی ناب» باشیم و برای این کار، لازم است به منابع و ذخیرۀ معرفتی خود رجوع نماییم:

«در مرحلۀ نظری، آنچه که ما می‌خواهیم به آن برسیم، رسیدن به “نظریۀ اسلامی ناب” در باب عدالت است. البته باید با نگاه متجدّدانه، با نگاه نوآورانه، به منابع اسلامی مراجعه کرد و آن نظریه را از متن منابع اسلامی […] استخراج کرد. […] نمی‌خواهیم از “مونتاژ” و کنار هم چیدن نظریات گوناگونِ متفکرین و حکمایی که در این زمینه حرف زدند، یک نظریه به وجود بیاوریم و تولید کنیم؛ یعنی در این قضیه باید جداً از “التقاط” جلوگیری کرد، باید پرهیز کرد. در موارد متعدّدی ما دچار این اشتباه شدیم. بدون این‌که بخواهیم، در مرداب التقاط لغزیدیم.»(بیانات در دومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۷/۲/۱۳۹۰).

«باید دنبال رسیدن به “نظریۀ اسلامی ناب” باشیم و از التقاط بپرهیزیم. البته بدیهی است که علت این‌که می‌گوییم نظریۀ اسلامی باید “خالص” و “ناب” باشد، این است که مسئلۀ عدالت مبتنی است بر پایه‌ها و مبانی هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی و پایه‌های اساسی؛ و اگر بخواهیم به نظریات غربی […] استناد کنیم، در واقع تکیه کردیم به “مبانی فلسفی”ای که قبول نداریم.» (بیانات در دومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۷/۲/۱۳۹۰).

«باید در این بررسی‌ها، از “دارائی‌های علمی خودمان” – که کم هم نیست – استفاده کنیم. ده‌ها نظریه و الگوی مترقّی […] می‌شود استخراج کرد؛ این‌ها نظریه‌پردازی بشود، تئوریزه بشود، با جوانبش، با اجزایش، تدوین بشود و ارائه بشود. این‌ها کارهای میان‌مدت و بلندمدتی است که حتماً بایستی انجام بگیرد. “تعالیم ناب و مترقّی اسلام” در قرآن و حدیث باید مورداستفاده قرار بگیرد.»(بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۴/۱۰/۱۳۹۰).

«ما می‌خواهیم نظر “اسلام” را [در زمینۀ مقولات معرفتی اساسی] پیدا کنیم. ما که با کسی رودربایستی نداریم؛ ما اگر بخواهیم نظرات منهای اسلام را – هرچه که ذهن ما می‌پزد و می‌پروراند – دنبال کنیم، به همان آشفتگی‌هایی دچار می‌شویم که متفکرین غربی در زمینه‌های گوناگون مبتلایش هستند.»(بیانات در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۴/۸/۱۳۹۱).

  • بهره‌گیری غیرمقلّدانه از نظریه‌های متفکران غربی

باوجوداین که تفکر اسلامی از جهت مبادی و مبانی، تعارض و ناهمخوانی جدّی و عمیق با تفکر غربی دارد، و واقعیت‌های جاری در جامعۀ کنونی غرب نیز نمایانگر این شکاف است، اما بااین‌حال، چنین نیست که نظریه‌ها و مکاتب غربی، به هیچ رو برای ما قابل‌استفاده و بهره‌برداری نباشد و تنها می‌باید آن‌ها را به‌صورت کلّی، رد و نفی کرد.

«وضعیت “واقعیت‌های کنونی زندگی در غرب”، […] وضعیتِ واقعاً بدی است. [… ازاین‌رو، اگر] انسان به این نظریات [غربی] نگاه کند، [شاید نتیجه بگیرد که] پس [باید] آن نظریات را رد کند. این یک‌جور نگاه است. بنده معتقدم که این نگاه را نباید مطلق کرد. بله، این واقعیت‌ها تا حدود زیادی نشان‌دهندۀ این است که آن متفکرین که از خدا دور شدند و خودشان را از هدایت الهی مستغنی یافتند و فقط به خودشان متکی شدند، دچار گمراهی شدند؛ خودشان را گمراه کردند، قومشان را هم گمراه کردند، […] منتها من این‌جور فکر می‌کنم که “مراجعۀ ما به نظرات متفکرین غربی”، با تضارب آرائی که آن‌ها دارند، با پیشکسوتی در این زمینۀ فکرآرائی و منظومه‌آرائی و چینش موضوعات کنار هم، برای متفکرین ما “مفید” خواهد بود، به یک شرط؛ و آن شرط، “عدم تقلید” است؛ […] نوع کار آن‌ها می‌تواند به شما کمک کند.»(بیانات در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۴/۸/۱۳۹۱).

«این‌که ما [در تعبیر الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت] می‌گوییم “ایرانی” یا “اسلامی”، مطلقاً به این معنا نیست که ما از “دستاوردهای دیگران” استفاده نخواهیم کرد؛ نه، ما برای به‌دست آوردن علم، هیچ محدودیتی برای خودمان قائل نیستیم. هرجایی که علم وجود دارد، معرفتِ درست وجود دارد، تجربۀ صحیح وجود دارد، به سراغ آن خواهیم رفت؛ منتها “چشم‌بسته” و “کورکورانه” چیزی را از جایی نخواهیم گرفت. از همۀ آنچه که در دنیای معرفت وجود دارد و می‌شود از آن استفاده کرد، استفاده خواهیم کرد.»(بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹).

«آشنایی با “نظرات دیگران” می‌تواند در فهم متون اسلامی به ما کمک کند؛ در همه‌جا همین‌جور است […]. ما وقتی با یک “نظرِ بیگانه” آشنا می‌شویم و ذهن ما آن اتساع لازم را پیدا می‌کند، از منبع اسلامی خودمان استفادۀ بهتر و کامل‌تری می‌کنیم.»(بیانات در دومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۷/۲/۱۳۹۰).

«”روش‌ها” مطمئناً از “اهداف” تأثیرپذیر هستند؛ در این شکی نیست، اما این معنایش این نیست که ما از روش‌ها و تجربه‌های دیگران هیچ نتوانیم استفاده کنیم؛ نه، بلاشک می‌توانیم استفاده کنیم.»(بیانات در دومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۷/۲/۱۳۹۰).

  • بررسی و نقد نظریه‌های رقیب یا معارض

در حاشیۀ خط تولید فکر و اندیشۀ دینی، حرکت در راستای بررسی و نقد نظریه‌های رقیب یا معارض نیز امری بایسته و درخور است؛ زیرا این اقدام موجب می‌شود که از یک‌سو، ما در مقام نقادی، تکامل معرفتی و نظری بیابیم، و از سوی دیگر، تفوّق و برتری گفتمانی آن‌ها را به چالش بکشیم:

«[یکی از هدف‌های اندیشه‌ورزی راهبردی،] “بررسی” و “نقد” نظریه‌های رایج دنیا، [البته] بدون “انفعال” [است]. این مسئلۀ بدون انفعال، خیلی مسئلۀ مهمی است.»(بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۴/۱۰/۱۳۹۰).

  • تولید گفتمان در فضای نخبگانی و عمومی جامعه

فعالیت تئوریک در فضای بسته و محدود که «اجتماعی» و تبدیل به «گفتمان» نشود، مطلوب «اندیشکدۀ برهان» نیست، بلکه ما در پی آنیم که در دو سطح «نخبگان» و «توده‌های مردم»، گفتمان‌پردازی نماییم؛ به این معنی که نوعی دغدغۀ عمومی و فراگیر ایجاد کنیم:

«[باید] یک “فرهنگ” و یک “گفتمان”، اول در میان “نخبگان” و به‌تبع آن در سطح “عموم جامعه” به وجود بیاید.»(بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹).

«امروز که ما به بحث عدالت می‌پردازیم […] به این معنا نیست که در طول سال‌های متمادّی، ما عدالت را نشناختیم یا نظام جمهوری اسلامی مطلقاً تعریفی از عدالت نداشته و حرکتی نکرده؛ نه، یک تعاریف اجمالی و کلّی و یک قدر متیقن‌هایی همیشه وجود داشته […] لیکن امروز که ما این را داریم مطرح می‌کنیم […] به این دلیل است که می‌خواهیم گفتمان عدالت، یک گفتمان “زنده” و همواره “حاضر در صحنه” باشد؛ در میان نخبگان، در میان مسئولان، در میان مردم، بخصوص در بین نسل‌های تازه، باید عنوان عدالت و مسئلۀ عدالت، به‌عنوان یک “مسئلۀ اصلی”، به‌طور دائم مطرح باشد.» (بیانات در دومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۲۷/۲/۱۳۹۰).

«گفتمان یک جامعه مثل هواست، همه تنفسش می‌کنند؛ چه بدانند، چه ندانند؛ چه بخواهند، چه نخواهند. باید این “گفتمان‌سازی” انجام بگیرد.»(بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۴/۱۰/۱۳۹۰).

بستن
بستن