آیا صداوسیما باید پاسخگوی نیاز همه گروه ها باشد؟

بررسی عوامل مشخص کننده اولویت رسانه ملی

نویسنده: سید مجتبی طباطبایی

رسانه های جمعی کارکردهای مشترکی دارند. ارائه پیام از فرستنده به مخاطب اصلی ترین کارکرد رسانه است. هر چه رسانه پیام های مورد نظر را بیشتری به مخاطب دهد و مخاطب رضایت مندی بیشتر از این پیام ها داشته باشند رسانه موفق تر خواهد بود. حیات رسانه وابسته به مخاطب است. رسانه ای که مخاطب نداشته باشد مرده است حتی اگر توسط ارگان ها یا اشخاص بیرونی به او بودجه ای برای نفس کشیدن تزریق کنند. با پیشرفت رسانه ها و عوض شدن ماهیت رسانه ها از رسانه های یک سویه به رسانه های تعاملی، جایگاه مخاطب در زنجیره ارتباطی بالاتر رفته است. در حالت فعلی شبکه های اجتماعی و پیش از آن تلویزیون های کابلی در خارج از کشور این فضا را مهیا کرده اند. با تلویزیون کابلی مخاطبان راه های مختلفی برای روبرو شدن با افزایش تعداد انتخاب ها اختیار می کنند.[۱] رسانه های پخش گسترده (Broadcast) اگر در گذشته تلاشی برای دستیابی به رضایتمندی مخاطب نمی‌کردند امروز چاره ای به جز بازخورد گیری مداوم از مخاطبان ندارند. برنامه ریزان رسانه ها باید تلاش پژوهشی  بیشتری درباره مخاطبان بالقوه و رضایت هایی که این مخاطبان می کوشند به دست آورند، انجام دهند.[۲] توجه افراطی به مخاطب در عصر جدید هم می توان فرایند ارتباطی را مختل کند و برخی از کارکرد های رسانه را از بین ببرد. مخاطب اگر تسلط کامل روی فرستنده پیدا کند دیگر استقلال و مفهوم مستقلی در ذهن فرستنده پیام باقی نمی ماند و فرایند ارتباط شروع و پایانش از ذهن مخاطب خواهد بود. چرخه ای که تمام فردی است و در ذیل ارتباطات اجتماعی قرار نمی گیرد.

رویکرد تناقض آمیز مدیران باعث شده دل کسی به دلیل زیر پا گذاشتن خطوط قرمز بدست نیاید و از طرفی اعتماد خانواده ها به رسانه ملی کم شود. توجه همزمان به صاحبان تبلیغات و مصرف کنندگان تلویزیون باعث دلزدگی مخاطبان و در نتیجه ناکارآمدی رسانه شده است.

دانشمندان علوم ارتباطات چهار کارکرد برای رسانه در نظر گرفته اند: ۱- نظارت بر محیط (نقش خبری) ۲- ایجاد و توسعه همبستگی های اجتماعی(نقش تشریحی) ۳- انتقال میراث فرهنگی ( نقش آموزشی) ۴- ایجاد سرگرمی (نقش تفریحی)[۳]. با توجه به کارکرد های ذکر شده در می یابیم اکثر مخاطبان در سراسر دنیا بیشتر دنبال کارکرد چهارم یعنی ایجاد سرگرمی هستند بنابراین مطالبه چندانی برای کارکرد های دیگر ندارند. در این صورت اگر رسانه تمام تلاش خود را برای جلب نظر مخاطب نماید توانایی استفاده از کارکرد های دیگر را از خود گرفته است.

سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در طول دوره فعالیت ۴۰ ساله خود فراز ها و فرودهای زیادی داشته است که در بسیاری از اوقات تجربه های شیرینی از جلب حداکثری مخاطبان به تولیدات خود و در تعداد بیشتری از برنامه ها سکوت و عدم استقبال مخاطبان و حتی نارضایتی آن ها را در پی داشته است. از این رو مدیران سازمان صداوسیما در سال های اخیر تلاش کرده اند تا با هر ابزاری بتوانند مخاطبان بیشتری از جامعه را جلب کنند. این ابزار ها گاهی مشروع نظیر تنوع بخشی افقی بوده است و گاهی نامشروع مانند جاذبه های بصری جنسی و به استفاده کردن از آرایش برای هنرمندان در تولیدات بوده است. توجه بیش از حد به رضایت مخاطب نتایج مخربی برای این رسانه عظیم داشته است. مخاطبان این رسانه ملی از تمام کشور و دارای سلایق متنوع و گاهی اوقات متضاد هم هستند که سعی در جلب توجه همه آن ها باعث تولید برنامه های متناقض شده است. رویکرد تناقض آمیز مدیران باعث شده دل کسی به دلیل زیر پا گذاشتن خطوط قرمز بدست نیاید و از طرفی اعتماد خانواده ها به رسانه ملی کم شود. توجه همزمان به صاحبان تبلیغات و مصرف کنندگان تلویزیون باعث دلزدگی مخاطبان و در نتیجه ناکارآمدی رسانه شده است. رویکرد تناقض آمیز همچنین باعث ضعف در بعضی از کارکردهای رسانه بوده است. به طور مثال صداوسیما تمام تلاش خود را حتی بیشتر از سایر ارگان های مسئول برای استفاده از کالاهای ایرانی می کند ولی به دلیل انجام تبلیغات گسترده برای غول های خارجی صنایع مختلف ارزش پیام خود را کاهش می دهد و مخاطب را با دو راهی مواجه می کند.

انتظاری از رسانه رسمی یک کشور نیست که بر خلاف مصالح نظام خود عمل کند. وقتی نظام سیاسی یک کشور مشروع باشد رسانه رسمی آن نیز مشروعیت خود را از نظام می گیرد و وظیفه دارد در راستای حفظ و تثبیت آن نظام مشروع قدم بردارد و از تضعیف آن خودداری نماید.

صداوسیما و شعار رسانه همگانی

جعل واژه رسانه ملی توسط برخی از مدیران صداوسیما در سال های اخیر این شائبه را در افکار عمومی بوجود آورده که رسانه ملی باید سخنگوی همه مردم باشد. هنگامی که صداوسیما موفق به جلب رضایت همه افراد جامعه نباشد و عده ای هرچند کم مخالف رویکرد های آن باشند این رسانه متهم به جانب داری شده و لقب رسانه میلی از سوی مخالفان بر وی گذاشته خواهد شد. رسانه صداوسیما به عنوان رسانه رسمی کشور نباید خارج از قواعد یا در راستای مطالبات دشمنان این نظام فعالیت کند. حتی اگر در داخل کشور عده کمی هم عقیده با این دشمنان باشند باز هم تاثیری در وظایف ذاتی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت. بنیانگذار انقلاب اسلامی در این راستا فرموده اند: «همین که ما بگوییم جمهورى اسلامى، رأى بدهیم به جمهورى اسلامى، کار تمام نیست. باید دستگاههاى اطلاعاتیش، روزنامه هایش، رادیو، تلویزیون، ادارات، تمام مراکز دولتى و تمام مراکز ملى، بازار، در صحرا، در داخل، در کارخانه ها طورى بشود که هر کس وارد آنجا شد، خودش را احساس کند که وارد شده است در یک دستگاهى که از اسلام آنجا خبر هست، اثر هست از اسلام. باید قدم اسلام در همه این دستگاهها باشد. و آن چیزهایى که بر خلاف موازین اسلامى است، بر خلاف جمهورى اسلامى است که همه بر خلاف مصالح ملت است، اگر باشد، اینها باید از بین برود.»[۴] در صورت عمل به این فرمایش امام، صداوسیما در راستای اهداف انقلاب حرکت خواهد کرد. انتظاری از رسانه رسمی یک کشور نیست که بر خلاف مصالح نظام خود عمل کند. وقتی نظام سیاسی یک کشور مشروع باشد رسانه رسمی آن نیز مشروعیت خود را از نظام می گیرد و وظیفه دارد در راستای حفظ و تثبیت آن نظام مشروع قدم بردارد و از تضعیف آن خودداری نماید.

بسیاری از آثار هنری تولید شده در صداوسیما عاری از ارائه پیام هایی در راستای مصلحت مخاطب هستند و مسایل سطحی نظیر روابط عاشقانه و نمایش اجناس و پوشش لوکس برای ارضای امیال مخاطب را مطرح می کنند. از سوی دیگر بخش های خبری و برنامه های ترکیبی و فیلم های مستند توجه چندانی به میل مخاطب ندارند و بیشتر بر مصلحت مخاطب، متمرکز می شوند.

رویکرد های سیاسی متضاد در صداوسیما

با نگاهی به اقشار و رویکرد های سیاسی مختلف مردم در می یابیم تمایلات و رویکردهای متضاد بسیاری در کشور وجود دارند که بنا به احترام به نظر اکثریت چاره ای جز برگزیدن نظر اکثریت نخواهد بود. همه پرسی جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ تکلیف اکثریت و اقلیت را مشخص کرده است. رسانه صداوسیما هم در تضاد بین موافقان و مخالفان نمی تواند نظرات مخالفانی که با همه اجزای این نظام در تضاد هستند را تبلیغ کنند یا به دنبال جلب رضایت آن ها باشد. رضایت این دسته از مخاطبان نشان از این دارد که رسانه رسمی بر خلاف نظام، حرکت کرده است.

اولویت رسانه که توسط مدیران آن مشخص می شود تابع عوامل مختلفی است. همان طور که عنوان شد، مهم ترین عامل، مخاطب است. اگر به دنبال مصلحت برای مخاطب باشیم، رویکرد های خبری و آموزشی را پر رنگ کرده و اگر میل مخاطب اولویت داشته باشد کارکرد سرگرمی می بایست پررنگ شود. به علاوه، عده ای نیاز مخاطب را عاملی دیگر برای تشخیص اولویت های سازمان صداوسیما در نظر می گیرند. مخاطب می تواند نیازی متفاوت با میل خود داشته باشد و متوجه این نیاز نباشد یا نتواند مصلحت خویش را به طور کامل تشخیص بدهد. از طرفی نمی توان به طور کامل از میل او در تولید برنامه ها صرف نظر کرد. ارائه بی وفقه پیام های مستقیم و اطلاعات وسیع، مخاطب را دچار سردرگمی و سرخوردگی اطلاعاتی می کند. بنابراین نمی توان از رسانه ای انتظار داشت هر دو مولفه ی مصلحت و میل مخاطب را به طور کامل در اولویت سنجی خود دخیل کند. از طرفی توانایی انتخاب یکی از آن دو را هم ندارد و باید هر دو را در دستور کار قرار دهد. بسیاری از آثار هنری تولید شده در صداوسیما عاری از ارائه پیام هایی در راستای مصلحت مخاطب هستند و مسایل سطحی نظیر روابط عاشقانه و نمایش اجناس و پوشش لوکس برای ارضای امیال مخاطب را مطرح می کنند. از سوی دیگر بخش های خبری و برنامه های ترکیبی و فیلم های مستند توجه چندانی به میل مخاطب ندارند و بیشتر بر مصلحت مخاطب، متمرکز می شوند. بخش های ذکر شده به هر ترتیب موفق به ایجاد تعادل بین میل، نیاز و مصلحت مخاطب نمی شوند.

تفاوت مصلحت و نیاز

دو واژه نیاز و مصلحت اگرچه بسیار نزدیک به هم هستند اما تفاوت مهمی دارند. این تفاوت می تواند نقش مهمی در پاسخ دادن به این سوال باشد که اولویت برنامه سازی در صداوسیما باید کدام یک از سه گانه‌ی میل، نیاز و مصلحت مخاطبان باشد؟ نیاز و مصلحت هر دو تفاوت ماهوی با مفهوم میل و لذت دارند ولی یک سویه و از بالا به پایین بودن مصلحت دارای بار منفی است که مخاطب با آگاه شدن از وجود چنین رابطه ای به صورت بالا به پایین اعتماد خود را به رسانه از دست خواهد رفت و این برخورد را توهین تلقی خواهد کرد. اما رفع نیاز رابطه ای از بالا به پایین نیست و مدیران رسانه در عرض مخاطب قرار می گیرند. در عرض قرار گرفتن مدیران رسانه احساس رضایت و اعتماد زیادی به مخاطب می دهد.

به علاوه عبارت مصلحت نوعی از سلیقه گرایی را در خود دارد که در فرآیند های مدیریتی به شدت آسیب زا است. ممکن است این سوال پیش آید که چگونه می توان به نیاز های واحد برای همه مخاطبان دست پیدا کرد؟ در پاسخ باید گفت که نیازهای متضاد قابل رفع همزمان در یک رسانه نیستند اما برای تنوع نیاز ها می توان راهکار هایی نظیر پخش در شبکه های متفاوت و تولید توسط تیم های مختلف ارائه داد. به علاوه در پیمایش ها و آمایش های کارشناسی شده می توان به مدلی از نیاز های مشترک و توافق بر سر آن ها رسید.

جمع بندی

راه حل ارائه شده برای کاهش فشار های افکار عمومی مبنی بر پاسخگو بودن صداوسیما به همه مردم، راه حلی از جنس تعادل برقرار کردن بین میل و مصلحت و همچنین توافق بر سر نیازهای مشترک مخاطبان است. اما نکته قابل اهمیت اجرای این تعادل و کیفیت برنامه های تولیدی است که به میزان مناسب میل و مصلحت مخاطبان را در نظر بگیرد. در این صورت سازمان صداوسیما می تواند به انجام رسالت ها و وظایف مشخص شده توسط مقام معظم رهبری در حکم به روسای قبلی سازمان و مخصوصا محمد سرافراز نظیر «هدایت و مدیریت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» نائل آید.[۵]

پی‌نوشت‌ها

[۱] – دهقان،علیرضا. (۱۳۹۴) نظریه های ارتباطات. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. صفحه ۴۳۴
[۲] – همان صفحه ۴۳۸
[۳] – محسنیان راد، مهدی. (۱۳۹۰) ارتباط شناسی. تهران: انتشارات سروش. صفحه ۲۵
[۴] – صحیفه امام، ج ۱۱، ص: ۱۹۵-۲۰۳
[۵] – http://www.leader.ir/fa/content/12627/leader.ir

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن