سلبریتی های آسیب زا یا آسیب زدا؟!

شرح کارکردها و کج کارکردهای سلبریتی ها

نویسنده: سید مجتبی طباطبایی

امروز با تغییرات صورت گرفته در جوامع شاهد حضور بازیگرانی قدرتمند در عرصه اجتماعی هستیم. اگر در دوره های قبلی تنها قدرت سیاسی و ثروت منشا قدرت بوده است امروز مشهور و معروف بودن تبدیل به قدرتی در عرض دیگر قدرت ها و در برخی موارد بالاتر از آن ها شده است. افرادی که به هر طریق به این قدرت دست پیدا می کنند سلبریتی خوانده می شوند و نفوذ بالایی در اقشار و توده های مختلف دارند. سلبریتی ها گاهی اوقات توانایی زیادی در تحریک افکار عمومی یا کنترل آن دارند. راه های زیادی برای دستیابی به مشهوریت وجود دارد که هنرمند بودن یا ورزشکار بودن تنها یکی از آن هاست. میزان نفوذ این افراد نیز در جوامع و در میان اقشار مختلف یکسان نیست.

سلبریتی ها در داخل و خارج از کشور

در جوامع غربی سرعت سلبریتی شدن پایین است و افراد به سهولت در زمره سلبریتی ها قرار نمی گیرند اما وقتی سلبریتی ها ساخته می شوند مدت زمان زیادی در کانون توجه مردم هستند و نفوذ آنان در افکار عمومی قوی تر خواهد بود. افول محبوبیت آن ها نیز به درازا خواهد کشید و تا مدت ها حکمرانی آن ها در افکار عمومی ادامه خواهد یافت. اما در داخل کشور، سلبریتی ها به ناگاه در فضای اجتماعی کشور پدیدار می شوند و همان طور به ناگاه از صحنه کنار می روند. اگرچه تاثیر آن ها بر افکار عمومی کشور قابل چشم پوشی نیست اما تاثیر آن ها به اندازه سلبریتی ها در خارج از کشور نیست. برای بیان بهتر این تفاوت می توان به دو ستاره موسیقی در درون و خارج از کشور اشاره کرد: «جاستین بیبر» با طرفداران میلیونی خود در سراسر دنیا توانسته است سال های زیادی در بین مردم جهان محبوب باشد. اما در داخل «حامد همایون» با سر و صدای زیاد و به ناگاه پا به دایره سلبریتی ها گذاشته و پس از مدت کوتاهی از این دایره خارج شد.

فرهنگ بخشی از پازل کسب قدرت و سلبریتی ها وسیله مورد نیاز اربابان صنعت فرهنگ برای رسیدن به سود بیشتر هستند. از این رو خلق، رشد و تثبیت آنان پروسه ای حساب شده و غیر اتفاقی است و افول یک سلبریتی به نفع فرد یا افرادی دیگر نیز، با تصمیم گردانندگان صنعت فرهنگ خواهد بود.

در عصری که فرهنگ جنبه مردمی و خودجوش خود را از دست داده است فرهنگ صنعتی شده جایگزین آن شده است. از صنعت فرهنگ در مکاتب انتقادی غرب با عنوان فرهنگ توده ای یاد می شود و چنین تعریف می شود: «فرهنگ توده ای همان فرهنگ عامه است که با شیوه های صنعتی تولید انبوه تولید و در بازار با سود به جمعیت انبوه مصرف کننده عرضه می شود. می توان گفت که این فرهنگی تجاری است  که در یک سطح انبوه برای بازاری وسیع تولید شده است.»[۱] در این تعریف فرهنگ بخشی از پازل کسب قدرت و سلبریتی ها وسیله مورد نیاز اربابان صنعت فرهنگ برای رسیدن به سود بیشتر هستند. از این رو خلق، رشد و تثبیت آنان پروسه ای حساب شده و غیر اتفاقی است و افول یک سلبریتی به نفع فرد یا افرادی دیگر نیز، با تصمیم گردانندگان صنعت فرهنگ خواهد بود. بنابراین سلبریتی ها، سربازان پیاده نظام غول های رسانه و تصمیم گیرندگان صنعت فرهنگ خواهند بود.

انواع سلبریتی ها

تقسیم بندی کردن سلبریتی ها می تواند به تحلیل بهتر از پدید آمدن و رفتار اجتماعی کمک کند. برخی برای تقسیم کردن سلبریتی ها روی میزان طرفداران یا وسعت طرفداران آنان در جامعه یا جوامع تاکید می کنند. اما برخی دیگر منشا مشهور شدن سلبریتی ها را مبنای تقسیم بندی خود قرار می دهند. از جمله این افراد می توان به روژاک اشاره کرد که سلبریتی ها را به سه دسته ۱- انتسابی ۲- اکتسابی ۳- انتخابی تقسیم کرده است.[۲]  «سلبریتی های انتسابی» افرادی هستند که به دلیل انتساب به خاندانی خاص یا فرد یا جایگاهی ویژه شناخته می شوند. شخصیت های سیاسی و اطرافیان آنان و هم چنین اطرافیان قهرمانان ملی نمونه هایی از این دسته از سلبریتی ها هستند. «سلبریتی های اکتسابی» هم به دلیل وجود استعداد یا تلاش ویژه ای که در خود دارند به موفقیت هایی دست یافته و در میان مردم مشهور می شوند. هنرمندان و ورزشکاران مهم ترین نمونه های این دسته از سلبریتی ها هستند. دسته سوم، «سلبریتی های انتخابی» هستند که به دلیل رفتار و یا حضور در رویدادی خاص شناخته می شوند و حضور در آن رویداد باعث محبوبیت و دنبال کردن آن ها توسط عده کثیری از مردم می شود. سرعت چهره شدن در دسته سوم بسیار بالاست و عاملی که جامعه را در شرایط عدم اطمینان بیشتری قرار می دهد؛ عدم امکان پیش بینی ظهور سلبریتی انتخابی است. این دسته از سلبریتی ها، عموما از بین مردم عادی سر بر می آورند و به همین دلیل معروف شدن از این راه آرزوی خیل کثیری از افراد جامعه و مخصوصا نوجوانان و جوانان است. این تلاش برای چهره شدن از طریق یک اتفاق باعث می شود جوانان از طریق عادی به فکر موفقیت نباشند و از راهی استفاده خواهند کرد تا به محبوبیت برسند. این اتفاق قطعا آسیب های جدی برای تربیت نسلی کارآمد و متخصص خواهد داشت.

حاکمیت، رسانه و سلبریتی ها

آنچه مسلم است نقش اصلی رسانه ها در تقویت محبوبیت و مشهور شدن سلبریتی هاست که هرچه رسانه ها قدرتمند تر می شوند، سلبریتی ها بروز و ظهور بیشتری در اجتماع داشته و نفوذ آن ها در افکار عمومی بیشتر می شود. اما حاکمیت تاثیر متفاوتی برای هر یک از دسته های سلبریتی ها دارند.

اگر حکومتی می تواند تاثیری قوی بر روی سلبریتی های انتسابی و تاثیری نسبی بر سلبریتی های اکتسابی داشته باشد؛ توانایی تاثیرگذاری به شدت محدودی روی سلبریتی های انتخابی خواهد داشت(فلش زرد). اگر هم موفق شود تاثیری بر روی آن ها بگذارد در جهت تقویت و تایید آن ها خواهد داشت و به هیچ وجه توانایی محدود کردن یا کمرنگ کردن آن را نخواهد داشت. دلیل ناتوانی یک حکومت در کنترل سلبریتی های انتخابی، زمینه رشد این دسته از سلبریتی ها است. این سلبریتی ها بدون نیاز به کمک دولت و صرفا با تکیه بر ظرفیت های رسانه به محبوبیت رسیده اند. نکته ای که نباید از آن غافل شویم تلاشی است که رسانه ها برای همراه کردن و استفاده از ظرفیت همه انواع سلبریتی ها دارند.

همان گونه که اهالی هنر و ورزش تاب و تحمل حضور افرادی را خارج از جمع هنری و ورزشی که تخصص لازم ندارند به دلیل عدم تخصص آن ها نمی پذیرند، خود هنرمندان نیز باید قائل به تخصصی بودن سایر حوزه ها نظیر حوزه های سلامت و اعتقادات باشند.

حوزه تخصص سلبریتی ها

پس از شناخت راه های رسیدن به مشهوریت و تحلیل برخی از رفتار های سلبریتی ها، بهتر است درباره مشروع بودن جایگاه هر دسته از آن ها نیز بررسی شود. همان طور که قبلا ذکر شد، منتسب بودن تنها راه مشهور شدن برای دسته اول یعنی سلبریتی های انتسابی است. در دین اسلام اگرچه نسبت ها محترم شمرده می شوند لیکن هیچ گاه نسب و نسبت کسی موجب برتری او نبوده است. فخر فروشی افراد به نسب یا موقعیت به شدت مذموم شمرده شده و ملاک برای برتری و شایستگی نزد خدای متعال تقوای افراد ذکر شده است. به همین دلیل نباید افراد خاصی در جامعه به دلیل نسبت خود با جایگاه ها و افراد دیگر، موقعیتی فراتر یافته و نفوذ بیشتری در رسانه‌ها داشته باشند. البته این به معنا نیست که نباید احترامی برای این افراد قایل شد. بنابراین در جامعه اسلامی، می بایست اطرافیان قهرمانان ملی به دلیل تکریم خدمات آنان مورد احترام قرار بگیرند. این رویکرد زمانی از خطا به دور خواهد بود که این دسته از سلبریتی ها در فکر سواستفاده از موقعیت و احترامی که جامعه در اختیار آن ها قرار می دهد نباشند. نمونه خوبی از این رویکرد می توان به تعطیل شدن بیت بسیاری از مراجع بعد از ارتحال ایشان اشاره کرد.

سلبریتی های انتخابی که به صورت قارچ گونه در فضای اجتماعی کشور رشد می کنند  معضلی است که به سادگی قابل کنترل نیست اما با رشد سواد رسانه ای در بین کاربران فضای مجازی می توان رشد آن ها و همچنین تاثیرگذاری آن ها را محدود کرد. اما در موضوع سلبریتی اکتسابی می بایست بر کلید واژه تخصص تاکید کنیم. در رشته های ورزشی و هنرهای مختلف قطعا نیاز به متخصصانی هست که در رشته و حوزه خود بتوانند آثار قابل قبولی ارائه دهند و پاسخگوی نیازهای هنری و ورزشی جامعه باشند. همان گونه که در مسایل سیاسی و اقتصادی و اعتقادی نیاز به حضور متخصصان به شدت وجود دارد. همان گونه که اهالی هنر و ورزش، تاب و تحمل حضور افرادی را خارج از تخصص هنری و ورزشی ندارند، خود هنرمندان نیز باید قائل به تخصصی بودن سایر حوزه ها نظیر حوزه های سلامت و اعتقادات باشند. دخالت سلبریتی های اکتسابی امروزه تبدیل به معضلی در فضای اجتماعی کشور شده است. تبلیغ و تایید دارو هایی که برای افراد مضر هستند یا بیان مطالبی اعتقادی که هیچ پایه و اساس دینی ندارند باعث شده آسیب های جدی به جامعه وارد شود که این ها تنها گوشه ای از مضرات اظهار نظر سلبریتی ها در مسایل غیر مرتبط با حوزه تخصصی آن ها است. اگر سلبریتی ها خارج از حوزه تخصصی خود ورود نکنند و از محبوبیت خود برای تاثیر گذاری در سایر حوزه ها استفاده نکنند، بسیاری از کج کارکرد سلبریتی ها از بین خواهد رفت.

پی‌نوشت‌ها

[۱] – استریناتی،دومینیک(۱۳۸۴). مقدمه ای بر نظریه های فرهنگ عامه،ترجمه ثریا پاک نظر. تهران:گام نو
[۲] – پایگاه خبری بولتن نیوز
برچسب ها

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن